تبليغاتX
در مدار نقاله
یکم اسفند 1386
استنتاج

بهانه ای برای ماندن نیست

برای رفتن نیز هم . 

گاهِ انتخاب است ؛

پس میروم . . .

به امید گم شدن

تا شاید بیابم

تمام از دست رفته هایم را .

می ترسم . !

آخر میدانی

هر روز گوشه ای از وجودم

به یغما می رود

و من هنوز

امید به سازش دارم ،

چه امید عبثی . !

بیچاره آیینه ها

که این جسم منزجر را

هر روز باید تحمل کنند .

دیگر خودم نیستم

وجودم شده همه عاریه ،  

من

از دست رفته ام

پس می روم

تا از دل هم ، رفته باشم .

+ بامداد