تبليغاتX
بر مدار نقاله
سوم دی 1387
!.!.!

امروز برای اولین بار

بعد از اینهمه سال نوشتن در مورد عشقی که جاودانه شده در وجودم

بعد از پاراگراف آخر همه نوشته هامو پاره کردم

نه دیگه امضایی

و نه دیگه ثبت در سوابقی  

چرا ؟

نمیدونم

شاید یه مرگیم شده خودم نمیدونم .

شایدم دیگه لیاقت نوشتن ندارم

آره فکر کنم همینه  

شاید باید فراموشش کنم .

ولی مگه میشه

کسی که یه تیکه‌ی گنده از وجودته

فراموشش کنی .

کسی که گذشت زمان تازه ترش میکنه

کسی که دلبرکان نو به نو عزیزترش میکنه.

کسی که مثل هیچکس نیست

هیچکسم مثل اون نیست.

کسی که تکرار نمیشه

تکراری هم نمیشه.